کامی صدرایی قبلاً فیلم های قاچاق را در یک چمدان تماشا می کرد ، اما او فقط اولین کارگردانی خود را با اریک رابرتز شلیک کرد

در دهه 1990 در تهران ، آقایی چمدان دار و کت و شلوار وجود داشت که به عنوان مرد فیلم شناخته می شد. وی بوته های فیلم VHS مانند فیلم را با دست تحویل داده است تایتانیک و رومئو و ژولیت – چیزهای خوب – به اصطلاح مشترکین در سطح شهر. این مشترکین از علاقه مندان جدی فیلم بودند و تلاش زیادی می کردند تا فیلم های آمریکایی را که در ایران در دسترس نیستند ببینند. کامی صدرایی ، فیلمساز می گوید ، اما ارزشش را داشت ، زیرا محتوای آن چمدان اهمیت داشت. آنها واقعاً مهم بودند.

صدرایی به عنوان پسر جوانی در ایران خواب می دید که این فیلم سینمایی به طور تصادفی چمدان را پشت سر بگذارد تا بتواند فیلم هایی را که در غیر این صورت مجبور بود سه بار در هفته تهیه کند ، تماشا کند. او می توانست خود را بدون دیدن مزاحمت و تماشای فیلم پس از فیلم تصور کند. او شیفته شده بود.

Kami Sadraei اریک رابرتز بی خوابی

فیلمساز و ستاره کامی صدرایی در یک صفحه داستان و هنوز هم از فیلم کوتاه او بی خوابی.

با گذشت سالها ، شیفتگی او به عنوان یک فیلمساز به فراخوانی تبدیل شد. او سالها در ایالات متحده زندگی کرده است ، جایی که توجه او به توجه جزئیات در دنیای دیگر مشخص شده است ، که با اعتماد به روده تحسین می شود. و با اولین فیلمش ، بی خوابی،با ایجاد موج در جشنواره های مختلف در سراسر جهان ، آموزش فیلم های غیر متعارف صدرایی شروع به بار دادن می کند.

صدرایی مانند یک ستاره اکشن دهه 80 ، پشیمان نیست. او قبلاً یکی داشت: ندیدن تایتانیک روی صفحه بزرگ اما اکنون ، هیچ کدام. او روده خود را دنبال می کند و به او اعتماد می کند. او یک بار مصاحبه ای را با استیون اسپیلبرگ مشاهده کرد که در آن گفت روده شما با شما نجوا می کند ، این هرگز فریاد نمی زند ، بنابراین با دقت گوش دهید.

روده صدرائی گفت که او باید اریک رابرتز را به بازی درگیر کند بی خوابی. صدرایی اولین بار در یکی از بوتلگ های مورد علاقه خود متوجه رابرتز شد ، متخصص سالها بعد ، صدرائی رابرتز را در کلاسیک اردو دید ، توسط دکتر من، و این معامله را مهر و موم کرد – هیچ کس به جز رابرتز نمی توانست نقش اصلی درمانگر را بازی کند بی خوابی.

بنابراین صدرائی سرکار رفت. او در IMDb نگاهی به رابرتز انداخت. او نماینده خود را صدا کرد. هفته ها گذشت. او با مدیر خود تماس گرفت. ماه ها گذشت. او به یکی از دوستان رابرتز ایمیل کرد. دوست نماینده رابرتز نبود ، اما فیلمنامه را برای او ارسال کرد.

این بار فقط روزها گذشت.

رابرتز در بود.

صدرائی به یاد می آورد آنچه رابرتز به او گفت: “شما نویسنده بزرگی هستید ، زیرا وقتی فیلمنامه های تند را می خوانم ، همه یک صدا به نظر می رسند. اما شما اینطور نیست. ”

اریک رابرتز بی خوابی کامی سندرایی

اریک رابرتز در یک صفحه داستان و هنوز هم از فیلم کوتاه بی خواب بی نظیر کامی صدرایی.

فیلمنامه برای بی خوابی متشنج است ، به خوبی ساختار یافته و به شدت نوشته شده است. این در طی یک جلسه درمانی صورت می گیرد که به نوبه خود تاریک می شود. گرچه داستان خیالی است ، اما صدرایی آنچه را که می دانست نوشت. “من لیسانس خود را در رشته روانشناسی دریافت کردم ، بنابراین احساس کردم که چگونه جلسات درمانی معمولاً انجام می شود و س questionsالات متمایز از بیماران پرسیده می شود.”


هنگامی که فیلم نامه قفل شد ، توجه صدرائی حتی به بهترین جزئیات وارد شده است. هیچ دو عکس یکسان نیست. ” استوری بورد ها حتی شبیه اریک رابرتز بودند. این فیلم قرار بود فقط هفت دقیقه طول بکشد ، بنابراین صدرایی می دانست که باید عمدی باشد و چیزی را به تصادف نگذارد. جزئیاتی مانند آرم روی لیوان قهوه ، بیان چهره رابرتز در حالی که شخصیت او به ساعتش نگاه می کند و یک نمای نزدیک از شخصیت Sadraei همه با دقت ساخته شده اند. صدرایی به سادگی گفت: “من می خواستم این در تمام مدت هیجان انگیز بماند و خسته کننده نشود.”

و این نیست. این هفت دقیقه نوآر خوش ساخت است. صدرایی به عنوان بیمار در فیلم ، انگشت پا به پا را با بازیگر درخشانی که همه سال ها از طریق VHS تماشا می کرد ، نگه می دارد.

وقتی صدرایی برای اولین بار دید تایتانیک در VHS ، او به این فکر کرد که دیدن آن در یک سالن سینما چگونه خواهد بود. با صدای مناسب و کیفیت فیلم مناسب. بیست سال بعد ، وقتی جیمز کامرون آزاد شد تایتانیک در صفحه بزرگ سالگرد آن ، صدرایی آن را با تمام خانواده اش دید. وی گفت: “این برای من رویایی بود که به حقیقت پیوست.” “شاید روزی من فیلمی بسازم که باعث الهام و انگیزه مردم در خانه شود تا فیلمساز شوند. “

کامی صدرایی را در اینستاگرامkami_sadraei دنبال کنید.

مطلب پیشنهادی  وقتی نیکلاس ری فیلم دانشجویی ساخت ... در 61 سالگی

Author: admin

پاسخی بگذارید