چگونه ما به طور تصادفی یک کلاسیک Covid Christmas ساختیم

صد میلیون سال پیش ، در مارس 2020 ، وقتی لوس آنجلس برای اولین بار قفل کردن را شروع کرد ، من شروع به خواندن بسیاری از کتاب های دیوید شیلدز کردم. به یاد نمی آورم که چه چیز در این زمان بخصوص من را به سمت کار او سوق داده است یا اولین کتابی را که خوانده ام. این ممکن است زندگی نامه ی جی.دی سلینجر باشد که نویسنده ی آن بوده است (آمادگی ذهنی برای زندگی مانند یک زاهد) یا کتابش در مورد ازدواج نابجا (آمادگی ذهنی برای کشش های طولانی به تنهایی در خانه با همسرم) و یا کتاب او درباره ترامپ (آمادگی ذهنی) برای چرخه های بی پایان تفکر و روان پریشی در انتخابات). شاید من فقط امیدوار بودم که ادبیات جان من را نجات دهد همانطور که گفته می شود ادبیات او را نجات داده است.

دلیل آن هرچه باشد ، آمادگی خوبی بود زیرا چند ماه بعد دیوید شیلدز با من تماس گرفت. او کتاب جدیدی به نام مصاحبه بسیار آخر و می خواست که آن را در یک اقتباس کنم. من این کتاب را دوست داشتم و برای سازگاری آن ایده ای بسیار ساده و احمقانه داشتم که فقط با یک خدمه یک نفره می توانست با خیال راحت انجام شود ، البته من گفتم بله.

اکنون باید بگویم که هیچ تصوری ندارم که می خواهیم یک فیلم کریسمس بسازیم. این هرگز بخشی از برنامه نبود.

مصاحبه بسیار آخر یک زندگی نامه آزمایشی است که کاملاً از طریق س toldالات گفته شده است. در یک یادداشت کوتاه در مورد روند ترکیب دیوید آمده است:

من تصمیم گرفتم هر مصاحبه را با نزدیک به 40 سال قبل جمع کنم. اگر رادیو یا تلویزیون بود ، آن را رونویسی کردم. مطمئن نبودم که به دنبال چه می گردم ، اما می دانستم که به هیچ یک از پاسخهای خودم علاقه ندارم. این سالات برای من جالب بود – تقریباً 2700 مورد که من آنها را جمع آوری و در 22 فصل کاملاً متمرکز جمع بندی کردم. سپس کار واقعی آغاز شد: بازنویسی و بازآفرینی و دوباره س theال کردن سوالات و یافتن خط اصلی.

ایده من برای اقتباس از کتاب این بود که فرض کنیم از نویسنده ای بدون هیچ گونه جوابی سوال شده و آن را به موضوعی حتی مضحک تر تبدیل کنم. اگر این یک وسیله ادبی نبود بلکه یک مصاحبه واقعی بود ، چه می شد؟ چه می شود اگر از دیوید شیلدز یک سری س increasinglyالات فزاینده شخصی ، پراکنده و تند بپرسند اما رد به آنها پاسخ دهید؟ اگر بازیگری که این “مصاحبه گر” را بازی می کند در خارج از پرده باقی بماند و فقط به صدای خود اعتماد کند ، در حالی که بازیگر نقش “دیوید شیلدز” فقط می تواند از زبان بدن استفاده کند ، چه؟ اگر با زمان طولانی و بدون وقفه در زمان واقعی بازی شود ، چه می شود؟ آیا این ممکن است مفهومی و م workثر باشد؟

مطلب پیشنهادی  11 فیلم که الهام بخش تحولات اجتماعی است ، از کوه Brokeback گرفته تا بامی

اگر قرار بود به نتیجه برسد ، مستلزم شخص با استعدادی بیش از من است که کتاب را در یک فیلم نامه تطبیق دهد. خوشبختانه ، من اتفاقاً با یک فیلمنامه نویس شیفته ساختار به نام راشل کمف ازدواج کردم که مشتاق پذیرش این چالش بود.

در یک یادداشت کوتاه در مورد روند ترکیب راشل آمده است:

من شروع به مرور کتاب داوود و برجسته کردن س questionsالات خاصی کردم – س onesالاتی که می دانستم می خواهم آنها را حفظ کنم ، س Iالاتی که می دانستم می خواهم آنها را برش دهم ، س onesالاتی را که می خواستم از ابتدا یا انتها استفاده کنم ، س onesالاتی را که اگر نیاز به انتقال داشتم می توانم تا حدودی انعطاف پذیر استفاده کنم. از یک داستان به داستان دیگر. سپس سعی کردم قوس اصلی داستان را کشف کنم. من می دانستم که هدف مصاحبه کننده جلب دیوید برای صحبت کردن است ، و سکوت او یک مانع اصلی است ، بنابراین من لیستی از تاکتیک های تشدید کننده را تهیه کردم که او می تواند برای رسیدن به خواسته خود تلاش کند (همدردی با او ، لاس زدن با او ، سرزنش کردن او ، طعنه زدن به او و غیره) و اینکه چطور ممکن است دیوید (بدون کلام) به هر یک از این تاکتیک ها پاسخ دهد. سرانجام داستانی درباره افسردگی ، خودباختگی و زیبایی دشوار ارتباطات انسانی از آنجا شکل گرفت.

من تصمیم گرفتم دو بازیگر را انتخاب كنم كه مثل من از صحنه فیلم مستقل آستین بیرون آمدند: كریس دوبك بزرگ و اشلی اشپیلر. این مزایای متعددی داشت ، خصوصاً این واقعیت که کریس و اشلی سالهاست که یکدیگر را می شناسند و فوق العاده راحت هستند که با هم کار می کنند. ما تقریباً هفته ای یکبار می توانستیم دیدار و تمرین کنیم – و بله ، ما توصیه های فاصله اجتماعی را دنبال می کردیم و در صورت اجازه هوا تمرین می کردیم در خارج – و قصد داشتیم در اوایل ماه نوامبر عکسبرداری کنیم.

پوستر مصاحبه

البته ، البته ، ما یک عقبگرد داشتیم. درگیری در آخرین لحظه ما را ملزم کرد تا تیراندازی را تا پایان ماه نوامبر عقب برانیم. این همچنین بدان معنی بود که مکان اصلی خود را از دست دادیم. نقره این بود که سه هفته تمرین غیر منتظره داشتیم.

روز قبل از تیراندازی ، به مکان جدیدمان رفتم تا همه چیز را تنظیم کنم. از آنجا که فیلم ما در اصل فقط از یک عکس تشکیل شده بود ، درست به نظر رسیدن آن بسیار مهم بود. تصاویری که از مکان دیده بودم نمای زیبایی از مرکز شهر لس آنجلس را نشان می داد ، که به نظر می رسید یک قطعه دیگر از خوشبختی Cinema Gods باشد – و یک زمینه بسیار جالب تر از دیوار آجری در محل اصلی ما است. اما وقتی چارچوب مصاحبه را تنظیم کردم ، متوجه چیزی دلخراش شدم: پنجره ها خیلی بلند بودند که به وضوح در عکس دیده نمی شدند. هرجایی که دوربین را قرار دادم ، عکس کمی زشت و حتی بدتر از آن خسته کننده بود.

اگر وقت بیشتری داشتیم ، مطمئن هستم که می توان راه حلی پیدا کرد ، اما ما قبلاً یکبار عکسبرداری را به تأخیر انداخته بودیم. واقعیت فیلمسازی DIY اغلب این است که شما نمی توانید منتظر بمانید تا شرایط ایده آل باشد. این یک بازی داروینی برای سازگاری یا مرگ است ، بنابراین من شروع به جستجوی چیزی در مکان کردم – هر چیزی – که می تواند این شات را نجات دهد.

مطلب پیشنهادی  کارگردان Wonder Woman ، پتی جنکینز ، می گوید DC باعث شد اوج CGI-Heavy Climax را اضافه کند: "تصور نمی شد که باشد"

من متوجه یک درخت کریسمس کوچک در گوشه چشمک زدن شدم.

داشتن درخت کریسمس در پس زمینه این عکس منطقی نبود. دیوید شیلدز یهودی است. در این فیلم نامه یک بار کریسمس ذکر نشده است. هیچ معجزه ، فرشته و آدم برفی ایستاده وجود ندارد.

و با این حال ، آن درخت کوچک عجیب و غریب با چراغ های نا منظم چشمک زن آن چنان به نظر می رسید خوب در پس زمینه. من عاشق شات شدم.

نمی توانستم بفهمم که آیا من نسبت به احمق بودن خودم نابینا شده ام یا نه ، بنابراین با راشل و دیوید تماس گرفتم تا نظرات آنها را بپرسم. آیا مثل کوچک و تاریک ما درباره یک نویسنده خودکشی می تواند به عنوان یک فیلم کریسمس عمل کند؟ پاسخ یک آرا “” بله “بود در واقع ، همه توافق کردند که به نوعی ، به طرز معجزه آسایی ، این برای فیلم کاملاً منطقی بود. با تنظیم آن در کریسمس ، به تصویر کشیدن تنهایی ، افسردگی و خود شکستگی در شخصیت ما غم انگیزتر و سوزناک تر شد. همچنین این مصاحبه کافکایی را پوچ تر کرد.

بنابراین ما آن را انجام دادیم. وقتی بازیگران وارد صحنه شدند با گفتن اینکه ما الان در حال ساخت یک فیلم کریسمس هستیم ، تعجب کردم.

و به نوعی مصاحبه بسیار آخر احساس می شود مانند فیلم کریسمس که همه ما لیاقتش را در پایان امسال داریم و هیچکس نمی خواست. این می تواند به عنوان یادآوری تمام اضطراب و احساس نفرت از خود ، تمام انزوا و افسردگی ، تمام زمانهایی که فراموش کردیم چگونه با یکدیگر در طول سال 2020 نرمال باشیم. این فیلم هر دو سابقه ای از احساس زنده بودن است در طی این بیماری همه گیر روی زمین ، اما این همچنین نشان دهنده توانایی حیوان انسان در انطباق با هر چیزی و انگیزه بی امان ما برای ارتباط با یکدیگر است. این ویژه برنامه ضد تعطیلات برای همه شما است که در آن بداقبالی های بدجنس حاضر هستید.

بیایید کریسمس را با هم خانه کنیم جمعه

مصاحبه بسیار آخر توسط دیوید شیلدز از New York Review Book ، مارس 2022 منتشر خواهد شد. این فیلم در بالا موجود است.

Author: admin

پاسخی بگذارید