چگونه صدای فلز درد یک موسیقیدان متال را که ناشنوا است گرفت

صدای فلز درباره درامر بنام روبن است که با بازی ریز احمد بازی می کند و شنوایی خود را از دست می دهد. دوست دختر و خواننده اصلی او ، لو (اولیویا کوک) ، او را متقاعد می کند که به یک جامعه ناشنوا در کشور بپیوندد ، اما از دست دادن موسیقی او را آزار داده است. روبن با این مسئله مقابله می کند که آیا به طور کامل به جامعه ناشنوایان بپیوندد ، یا یک روش کاشت گران قیمت را که می تواند صدا را بازگرداند شلیک کند. داریوش مردر کارگردان با طراح صدا و آهنگساز مشترک نیکولاس بکر در مورد چگونگی توسعه منظره صوتی همه جانبه صحبت کرد صدای فلز با بودجه مستقل

داریوش مردر: ما مطمئناً تصمیم گرفتیم تا در این نوع بودجه واقعاً آنچه را که در این حوزه ممکن است متزلزل کنیم و این یک چالش بود. کاملاً دیوانه بود. تهیه یک بودجه برای ساختن یک فیلم مستقل به اندازه کافی سخت است – شما در اصل سکه ها را خراش می دهید. در مورد ما با صدای فلز، این دیوانه بود اگر بگویم ، یکی ، ما در حال فیلمبرداری از فیلم هستیم و دو ، آنچه که قصد داریم با طراحی صدا انجام دهیم ، ممکن است به اندازه هر فیلم اکشن پیچیده باشد.

صدای فلز به دلایل واضح فیلمنامه افراد صوتی زیادی را به خود جلب کرد و من مطمئناً می توانستم با استودیوهای بزرگی که دارای تنظیمات دلپذیری Dolby Atmos هستند صحبت کنم و معاملات بسته خوبی داشته باشم و غیره. من فقط نمی توانستم ماشه را بکشم. احساس نمی کردم درست است. تا اینکه از طریق یکی از دوستان تهیه کننده موسیقی با نیکولاس ارتباط برقرار کردم [who] گفت ، “این پسر وجود دارد ، و او نوعی نبوغ صدا است. او واقعاً شبیه هیچ کس نیست. او به نظر می رسد مانند آنچه شما نیاز دارید. “

و من و نیکولاس تلفنی در مورد این داستان ، این ایده صدا و به طور خاص روند صحبت کردیم. منظور من از فرایند ، نه فقط پس از تولید ، بلکه فرایند واقعی است: پیش تولید ، تولید و ارسال همه آینه ها و تقلید از روشی که روبن در داستان طی می کند. آیا می توانیم فرایندی را ایجاد کنیم که به همان اندازه که برای این شخصیت تحول ایجاد می کند ، برای مخاطب تحول ایجاد کند؟ این کار را با پرواز به فرانسه دنبال کردم.

صدای متال داریوش ماردر نیکولاس بکر

که در صدای فلزبه کارگردانی داریوش ماردر ، روبن (ریز احمد) با تصمیم سختی مبنی بر ادغام کامل در جامعه ناشنوایان روبرو است. تصویر ویژه: ریز احمد در نقش روبن ، در حال پخش زنده.

نیکولاس بکر: ما در خانه من در وسط باغ در پاریس دیدار کردیم.

مطلب پیشنهادی  ایستادن جدید جهش یافته؛ آیا سینماها ایمن هستند ؟؛ پرواز برای دیدن Tenet

مردر: به طور هم زمان ، ما در نهایت از این اتاق صدا در پاریس بازدید کردیم که به نوعی یک اتاق ضد صدا بود که یکی از معدود اتاق های صدا در جهان است که احساس بی صدا بودن ، به معنای واقعی کلمه ، خلا of صدا را در سطح صوتی شبیه سازی می کند.

بکر: آنچه در آن محفظه جالب است این است که شما شروع به شنیدن وجود درونی خود می کنید: قلب ، فشار خون. شما شروع به شنیدن تمام صداهای بسیار ریزی که می توانید از بدن خود تولید کنید می کنید. بنابراین ، این کمی شبیه به تجربه درونی بدن شما است.

هنگام تلاش برای ایجاد فرایندی که با معنای فیلم مطابقت داشته باشد ، به همان روشی است که من با هنرمندان مفهومی کار می کنم. من و داریوش به نوعی در انتهای مخالف قرار گرفته ایم: او یک استاد داستان سرایی است ، شخصیت را توسعه می دهد ، گفتگو می نویسد. و من ، همه چیز را به عهده می گیرم که قصه گویی گفتگو محور نیست. من در دنیای احساس فعالیت می کنم ، سعی می کنم حالت ها یا موجی را بین احساسات ایجاد کنم و پیوندی بین حافظه خود از صداها ایجاد کنم. بنابراین فهمیدیم که چیزهای زیادی برای تبادل داریم.

مردر: هر یک از این نوع لحظات حسی اکتشافی که داشتیم و سرگرم کننده و غنی بودند ، فیلم را به شکلی عمیق آگاه می کردند. من و نیکولاس به جای اطلاع از یک فیلم نهایی ، بیشتر در مورد فرآیند و تجربه صحبت کردیم.

روند شلیک به این ترتیب بود که ریز گوشهای خاصی را در گوش خود می بست ، که مانع صدا نمی شد ، اما صدای سفید منتشر می کرد که به ریز اجازه نمی داد صدای خودش را بشنود. آنها او را وادار کردند به مکانی بی کنترل برود.

این یک آزمایش واقعی بود ، در سکانس مطب شنوایی شناسی که روبن در حال آزمایش صدا است تا ببیند شنوایی او کجاست. ریز کسانی که چیزهایی را می شنیدند داشت ، و من کنترل آنها را از طریق تلفن داشتم. هر آنچه ریز گفت ، هر آنچه می توانست و نمی تواند بشنود واقعی بود. این تقلبی نبود ، درست مانند موسیقی ابتدای فیلم واقعی. این به نوعی جرات بازیگران و دنیا را داشت که واقعی باشند و ما با آن زندگی خواهیم کرد و می میریم. بعد از اینکه ما آن شلیک شدید را در دفتر انجام دادیم ، نیکولاس مدت زیادی را در آن غرفه با ریز گذراند و پلکهایش را پایین زد و از گلویش پایین زد و واقعاً با بدن واقعی و فیزیکی بدن ریز وارد ریزه کاری های آن لحظه شد. در خلاuum که وارد آن می شویم ، به آن اتاق که در فرانسه کشف کردیم برمی گردیم.

Darius Marder Nicolas Becker صدای متال ریز احمد

صدای فلز سرپرست صدا و آهنگساز نیکولاس بکر (L) و کارگردان داریوش ماردر. ریز احمد در نقش یک درامر فلزی بازی می کند که شنوایی خود را از دست می دهد

این تغییری در شیوه معمول تولید است: نیکلاس به جای اینکه فقط به پشت آویزان شود و منتظر پس از تولید بماند ، با میکروفون های تماسی خود و یک سری ابزار جالب دیوانه به صحنه آمد. من ممکن است در جامعه ناشنوایان مشغول عکسبرداری باشم یا از طبل زدن روبن یا چیزهای دیگری فیلمبرداری کنم ، و می بینم که نیکولاس همان صحنه را در زیر آب می پرد و ارتعاشات عجیب و غریب را از دید میکروفون زیر آب یا میکروفون تماسی می گیرد. ما همیشه به دنبال این بودیم که چگونه می توانیم از نظر صوتی به روشی متفاوت و خاص تر درک کنیم.

مطلب پیشنهادی  چیزهایی که من به عنوان یک Moviemaker یاد گرفته ام

بکر: شما از همه خواسته اید که نه تنها با شنیدن ، بلکه با بدن و زندگی خود را درگیر روند کار کنند. این یک تجربه کامل بود.

مردر: دقیقاً ، همه چیز به عنوان تجربه. این قطعاً تئوری من در مورد فیلم سازی به طور کلی است. کارلوس ریگاداس از کلمه “حضور” به عنوان چیزی استفاده می کند که دنبالش می رود و من خیلی با این ایده حضور ، که در یک صفحه احساس می کنید ، در فیلمی که می شنوید احساس می کنم. حضور چیزی نیست که با تقلب در آنجا احساس کنید. مطمئناً این چیزی است که هر روز مرا به حرکت در می آورد و مرا بلند می کند. حضور را باید در یک تجربه واقعی جستجو کرد.

ما همیشه در تجربه های واقعی در پیش تولید ، تولید و ارسال و مربوط به صحنه افتتاحیه بودیم – دشوار است تصور کنید که زمانی را صرف کنسرت شروع فیلم کنیم.

ادامه برای بیشتر صدای فلز کارگردان داریوش ماردر و سرپرست صدا نیکولاس بکر

صفحات: 1 2

Author: admin

پاسخی بگذارید