نیک توتی در مستند جدید خود ، KILL ، KOBEK … بکش!

نیک توتی یک فیلمساز ، نویسنده و مربی است که آخرین فیلم آن ، KOBEK را بکش … بکش! را می توان در بالا مشاهده کرد.

مقدمه

یکی از ایده هایی که در سراسر کتاب دیوید شیلدز چرخیده است چگونه ادبیات زندگی من را نجات داد این است که فقط یک موضوع وجود دارد: شکست تاریخ ادبیات تاریخ شکست انسان است.

سینما برعکس است. سینما درباره نماد موفقیت است. این تنها هنر است که کاملاً ناشی از سرمایه داری است. ما دوربین های حرکتی را برای علم اختراع کردیم ، اما به نوآوری و آزمایش ادامه دادیم که در نهایت منجر به تولید یک وسیله کاملاً جدید برای بیان خلاق شد تا بتوانیم سطل و سطل پول تولید کنیم.

من باید نویسنده بودم وسواس دارم با شکست

اما نوشتن مستلزم نظم و انضباط است و فیلم سازی فقط به متقاعد کردن افراد برای تحقیر خود در دوربین نیاز دارد. آسان است. ایدوارد مویبریج دوربین متحرک را اختراع کرد و سپس بلافاصله مردم را متقاعد کرد که در مقابل آن برهنه و کشتی گیرند. اگر دوربین را به آنها بچسبانید ، مردم هر کاری می کنند. اینگونه فیلمساز شدم: با این که نتوانستم نویسنده شوم.

منطقی است که من ترجیح می دهم با نویسندگان همکاری کنم. در دو سال گذشته من پنج پروژه را به پایان رسانده ام که اقتباسی از آثار ادبی یا مستندات نویسندگان درگیر با کار خود هستند. هر کدام از این آثار نخستین پخش آنلاین خود را در وبلاگ یک نویسنده فرقه داشتند که مخاطبی را به طور عمده از نویسندگان دیگر تشکیل می دهند.

فیلم های من خیلی محبوب نیستند

***

فقط آمریکایی ها در جهنم می سوزند

در سال 2019 یک ویژگی آزمایشی را منتشر کردم که اقتباسی از کتاب بود اگر نخوانید ، پس چرا باید بنویسم؟ توسط نویسنده ترکی آمریکایی جارت کوبک. کوبک فیلم را بیشتر از آنچه انتظار داشتم دوست داشت ، اما او حتی از این که من اصلاً ساختم ، بیشتر تحت تأثیر قرار گرفت.

می بینید ، کوبک پس از انتشار کتاب 2016 ، به یک احساس ادبی جزئی تبدیل شد من از اینترنت متنفرم. همانطور که او این را می گوید ، تبدیل شدن به یک احساس ادبی جزئی ، چیزی است مانند تجهیز خود به آهن ربا برای ایده های ایدیوتیک از غریبه های تصادفی. وقتی در مورد اقتباس به او نزدیک شدم اگر نخوانید … او انتظار نداشت که واقعاً چیزی از آن ناشی شود.

اینجا کوبک اشتباه کرده من بندرت از عقاید عجیب خود عقب می شوم.

همچنین بخوانید: تاریخ شفاهی روانشناسی آمریکایی

بنابراین کوبک با یک ایده احمقانه از خودش به من ضربه زد. در زمان موفقیت غیرمنتظره او با من از اینترنت متنفرم، حرفه اش بسیار دلگیر بود. رمان پیگیری او ، آینده طولانی نخواهد بود، توسط یکی از بزرگترین ناشران در آمریکا منتشر شده بود ، و مخزن شده بود.

مطلب پیشنهادی  موچو موچو آمور؛ جهش های جدید؛ درآمد بیشتری کسب کنید

آینده طولانی نخواهد بود یکی از بزرگترین شکست های ادبی سال 2017 بود.

این کوبک را در موقعیت جالبی قرار داد. وی تصمیم گرفت که به جای بازی با کتاب بعدی خود ایمن ، کشتی را مستقیماً به کوه یخ سوار کند. او رمان دیگری نوشت به نام فقط آمریکایی ها در جهنم می سوزندو او از این رمان برای تهییج صنعت چاپ و نشر با تهویه لباس های کثیف آن استفاده کرد. او همچنین از آن استفاده كرد تا در برابر ریاكاری كه در هم پیمانان سیاسی خود می دید راه آهن كند.

فقط آمریکایی ها در جهنم می سوزند یک نویسنده چپ آمریکایی است که 250 صفحه ای در برابر چپ ، آمریکا و ادبیات دارد. فوق العاده است

مشکل این بود که کوبک اکنون مجبور بود به نوعی این کتاب را تبلیغ کند که به کسی توهین می کند که ممکن است برای حرفه خود مفید باشد.

اینجاست که وارد می شوم.

نیک توتی جارت کوبک کشته ، کوبک ... بکش!

***

بکش ، کوبک … بکش! (یعنی موضوع ظاهری این مقاله)

ایده کوبک برای تبلیغ کتاب جدیدش این بود که در رسانه های راست گرایانه پیش بروید و امیدوارم با افرادی مانند بن شاپیرو به بحث و گفتگوی کودکانه بپردازید. این مانع های تبلیغاتی می توانستند به صورت آنلاین پخش شوند و یک حس ویروسی ایجاد کنند ، در نهایت بیشتر از آنچه که می توانست به دنبال روش های سنتی باشد ، کتاب می فروختند.

او از من خواست كه با هم برخورد كنم و اين برخوردها را مستند كنم.

فکر او چیزی شبیه به این بود ، “اگر با حسن نیت به این نمایش ها بروم و سپس میزبان را به سمت نامیدن مبتذل متضاد کنم ، چه کاری است که آنها را از پخش نکردن نمایش به راحتی متوقف کنیم؟” با داشتن خدمه خود در آنجا مستندات ، فیلم هنوز هم می تواند خارج شود.

فکر من چیزی شبیه به این بود ، “چه ایده وحشتناکی. دارد جالب می شود!”

بنابراین من توافق کردم که تا زمانی که کوبک با من خوب بود و از هر فیلم که برای ساخت فیلم شخصی خودم تهیه کنم ، این وقایع را مستند کنم. من به او امکان دسترسی فوری به هر “لحظه ویروسی” بالقوه را می دادم ، اما بقیه مال من برای استفاده از هر آنچه که می خواستم بود.

نتیجه نهایی این (اشتباه) ماجراجویی فیلم است بکش ، کوبک … بکش!

من چیز خاصی راجع به طرح ارائه نمی دهم ، اما فقط می دانم که هیچ کاری طبق برنامه پیش نمی رود. با هر معقول منطقی ، ما در کاری که انجام می دهیم کاملاً ناکام ماندیم.

مطلب پیشنهادی  تونی لب ، راننده کتاب سبز ، در Goodfellas، Godfather، Sopranos ظاهر شد

اما این اشکالی ندارد. خوب ، برای من خوب است نیازی نیست که کتاب بفروشم.

بکش ، کوبک … بکش! فیلمی است که در DNA خود شکست دارد. من و كوبك هر دو به طور غیرمعمول خودباوری می كنیم و این در هر گفتگوی خنده دار در فیلم رخ می دهد. من همه چیز را روی یک دوربین miniDV بیست ساله درجه مصرف کننده شلیک کردم و هیچ تلاشی برای نگاه کردن به حرفه ای نداشتم. گاهی اوقات روشنایی آنقدر بد است که مجبور شدم فقط موسیقی متن فیلم فلزی سیاه را به آن اضافه کنم ، بنابراین “زیبایی شناسی” نابخشوده به همان اندازه عمدی در می آید.

من فکر می کنم ، اگر فیلم به هر چیزی موفق شود ، موفق می شود شادی پر هرج و مرج ، غیرقابل جبران از دانستن اینکه همه چیز ناامید است ، بدست آورد. شکست تنها منبع قابل تجدیدپذیر است.

***

نتیجه گیری: در مورد عدم موفقیت (یعنی موضوع ظاهری دیگر این مقاله)

من جای تعجب ندارم که چرا عدم موفقیت این موضوع برای ادبیات اما سینما نیست. در واقع ، این چیزی نیست که تعجب می کنم. نمی دانم چرا فیلمسازان خیلی مایل به نویسندگان نیستند که کشتی را مستقیماً درون یخ کوه سوار کنند.

من در مورد این از موقعیت ممتازی پدیده ای تعجب می کنم ، اما این یک امتیاز است که هیچ ارتباطی با نژادپرستی جنسی دگرجنسگرا من ندارد.

امتیاز واقعی من این است که می دانم کاملاً ناامید شده ام.

من یک کار تمام وقت کار می کنم که هیچ ارتباطی با فیلم سازی ندارد. من تا آنجا که ممکن است پولی را که می گیرم پس انداز می کنم و سپس آن را صرف ساخت فیلم هایی می کنم که افراد نسبتاً کمی از آنها هرگز تماشا می کنند. من هیچ ایده ای ندارم که چرا این کار را می کنم. فیلمبرداری فوق العاده ناامیدکننده و اغلب تحقیرآمیز است. این مقاله تحقیرآمیز است زیرا عدم موفقیت من اکنون عمومی است.

اما شکست عمومی خنده دار است. و احمق ها ، حداقل مطابق سنت ادبی ، روزگاری منابع حکمت الهی شمرده می شدند. پس به من ترحم کن فیلم من را تماشا کنید. ارسال آن به یک دوست.

و این احمقان فقیر را به یاد بیاورید دفعه دیگر که برای ساختن فیلم بعدی خود برای گرفتن جواز ثروتمندی خواهش می کنید.

Author: admin

پاسخی بگذارید