میراندا ، نویسنده و کارگردان کاجلیونر ، گفتگو با پاییز دی وایلد

میراندا جولای بین ساخت فیلم ، هنر پرفورمنس ، نوشتن کتابهایی مانند سال 2015 متناوب است اولین انسان بد، و در پروژه هایی مانند Josephine Decker’s بازی می کند Madeline’s Madeline. سومین ویژگی او به عنوان نویسنده-کارگردان ، کجیلونر، خانواده ای از خلافکاران کوچک (با بازی ریچارد جنکینز ، دبرا وینگر و ایوان راشل وود) را دنبال می کند که با اضافه شدن ملانی (جینا رودریگز) تازه وارد ، پویایی آنها مختل می شود. در این گفتگو با دوستش ، اما کارگردان Autumn de Wilde ، جولای در مورد روش او در یادداشت برداری ، نحوه خانواده مانند یک فرقه و ارتباط وود بین ادوارد قیچی و شخصیت او ، Old Dolio بحث می کند. – مادر

پاییز وایلد: من آنقدر خوش شانس بودم که اولین فیلم شما را دیدم من و تو و هرکسی که می شناسیم، قبل از بسیاری از مردم ، به دلیل فیلمبرداری در سال 2005. من به یاد می آورم که این اتصال پیچ و مهره اتفاق می افتد ، تماشای آن فیلم ، و حتی بیشتر از آن ، یک بار که شما را ملاقات کردم شما کسی هستید که بی دست و پا و قدرت اتصال را مورد بازجویی قرار می دهید ، و حجم بسیار کمی را در کوچکترین لحظه قرار می دهید. این یک ابرقدرت است که شما دارید ، و من هنگام تماشای آن دوباره به آن فکر می کردم کجیلونر.

من نویسنده نیستم ، بنابراین می خواهم بپرسم این از کجا شروع می شود؟ آیا از یک ایده یا شخصیت شروع می شود یا از روی یک احساس ایجاد می شود؟

میراندا جولای: من معتقدم که ایده ها به همان اندازه آزار دهنده به نظر می رسند ، اما شما می توانید کارهای زیادی را برای آن آماده کنید ، اساساً.

از آنجا که بین فیلم ها و کتاب ها تناوب می کنم ، می دانستم که برای یک فیلم ایده ای لازم دارم. اما برای من این یک چیز عمیق است – مانند این است که شما نیاز به یافتن یک همسر یا دین یا چیز دیگری دارید. چگونه تصمیم گرفتید این کار را انجام دهید؟ من دو اسکریپت نوشتم که آنچه من آن را “نقص مهلک” می نامم ، به این معنی است که اگر اوایل متوجه شدید که یک ایده دارای نقص است ، سعی کنید همانطور که ممکن است ، هرگز بر این غلبه نخواهید کرد. بهتر است آن را رها کنید و پس از آن ، احساس رهائی می کنید زیرا با چیزی با “نقص مهلک” زین نشده اید.

با آخرین رمانم قبل از ایده ای که نوشتم چیز دیگری نوشتم. در این مرحله من این مسئله را نه به عنوان یک اشتباه درک می کنم ، زیرا به نوعی شما در حال آماده سازی زمینه هستید. وقتی که من فکر می کنم به آغاز کجیلونر، من به این دو ایده که در این فیلم فعلی دارای شاخک است باز می گردم ، از این نظر که هر دو با والدین ارتباط داشتند. یکی از آنها “نقص مهلکی” بود زیرا واقعاً تعریف داستان من نبود. از نظر سیاسی احساس کردم که پرواز نیست. و مورد دوم “نقص مهلکی” بود ، زیرا خیلی ناراحت کننده بود. فهمیدم که آماده نیستم روی چیزی کار کنم که قلب یکی از زخم هایم را لمس کند.

مطلب پیشنهادی  تونی لب ، راننده کتاب سبز ، در Goodfellas، Godfather، Sopranos ظاهر شد

از آنجا که من همزمان روی چندین پروژه کار می کنم ، آنچه انجام می دهم نوشتن هر احساس یا ایده یا چیز یا مکالمه است – هر چیزی که برای من جالب باشد – گاهی اوقات برای سالها. من از قبل که شروع به ساختن آن نکرده ام ، برای کتابی که الان می نویسم آن کار را انجام داده ام کجیلونر. من سالها است که این یادداشت را فشار بسیار کمی می گیرم ، زیرا اکنون پروژه اصلی نیست. فقط یک یادداشت دیگر را به Evernote یا یک دفتر یادداشت بریزید.

من همه اینها را تا حدی می گویم تا وقتی می گویم “و بعد تازه می آید” آزار دهنده تر به نظر می رسد. و این واقعاً در یک لحظه ، در یک شب طولانی یا بعضی اوقات در یک رانندگی طولانی اتفاق می افتد. این شرایطی است که از نظر جسمی آرام هستم. اگر بخواهید از یک ایده خواستگاری کنید ، نمی توانید همیشه تنش داشته باشید.

برای کجیلونر، من در رختخواب بودم. من در خانه یکی از دوستانم در پورتلند اقامت داشتم. من تختخوابش رو با هم تقسیم می کردم [my son] هاپر و مایک [Mills, her director husband]. احساس کردم به نوعی گرفتار شده ام ، که ممکن است باعث احساس برخی از احساسات جوان محبوس شدن در یک خانواده شده باشد. من تازه این شخصیت ها را دیدم که موهای بلندشان به نوعی به سمت من راه می رفت و بدنم را به بدنهای خوابیده مایک و هاپر رساندم و خیلی آرام داستان را شروع کردم. بعد مثل یک سال و نیم نوشتن بود. برای من این مدت طولانی نیست. احساس می کردم سالهایی که قبل از آن ، در طول ایده های اشتباه ، من را در حالت نوشتن فیلمنامه داشته ام.

دی وایلد: شما استعداد شگفت انگیزی در بررسی نقص مردم دارید. احساس می کنم کجیلونر مطالعه ای درباره چگونگی وقوع یک فرقه است. و من در مورد خانواده به عنوان یک فرقه فکر می کردم ، و اینکه چگونه بسیاری از مردم ، هنگامی که به سن پیری دلیو می رسند ، باید عقاید واقعی خانواده خود را از بین ببرند. یا آنها باید از آن فرار کنند و برگردند و بفهمند حق در آن خانواده چه حق است. این یک نوع چیز خوب و بد نیست.

جولای: این به نوعی یک پیش فرض اساسی بود ، یعنی اینکه هر خانواده ای یک فرقه است ، زیرا شما نمی توانید مدت طولانی خارج از آن باشید. این همه آن چیزی است که شما می دانید و با این ارزشها و روشهای خاص انجام کار پر شده است. و عجیب است زیرا کودک در آن بزرگ شده است ، بهترین عضو این فرقه است. و این وظیفه کودک است که ترک کند. شما واقعاً نمی توانید جلوی آن را بگیرید. و این خیانت ذاتی در روابط کودک و والدین نهفته است. از طرف والدین ، ​​اشتباه خواهید کرد. این فقط ماهیت نسل ها و زمان است. آنچه شما می گویید و تا حدی تدریس می کنید برای آنها درست نخواهد بود – این نوعی اجتناب ناپذیر است.

بدیهی است که والدین در این فیلم شرایط خوبی ندارند. گاهی اوقات می گویم ، “وای خدای من ، مایک این دو فیلم را ساخته است[[مبتدیان و زنان قرن بیستم]که برای پدر و مادرش قصیده است. و من این فیلم را دارم که در آن والدین – که والدین من نیستند ، اما با این وجود …

میراندا جولای کاجلیونر اما پاییز دی وایلد

میراندا جولای (L) و اوان راشل وود در صحنه فیلمبرداری کجیلونر. عکس مت کندی

دی وایلد: که در کجیلونر، از آنجا که Dolio Old در شرف رسیدن به سنی بود که نمی توانست کودک بی گناه را در خانواده بازی کند ، او دلخور شد – او دیگر یک شریک کامل نبود. من رقص و رقص آنها را دوست دارم و اینکه چگونه وقتی کنفرانس خوب پیش می رود ، کاملاً هماهنگ هستند. آنها تقریباً مانند خانواده ای هستند که می خواهید در آن عضو شوید. و سپس به محض پایان کار ، او برای پدر و مادر آزار می یابد. آیا ممکن است دلخوری با Old Dolio این باشد که او به اندازه کافی نامرئی نیست؟

مطلب پیشنهادی  "دیو فرانکو با مردم تبادل نظر می کند"

جولای: جالبه. شما تصور می کنید که باور داشتن او به کل این دنیا برای واقعی کردن آن مهم بوده است. او خیلی در آستانه باور نکردن بودن در آن لباس دختر مدرسه است.

دی وایلد: لایه های زیادی از اتصال وجود دارد. در داخل خانواده وجود دارد منفی هایی وجود دارد که از بالا استفاده کنید و چند دلار بدست آورید. و سپس بحث بزرگ درباره نحوه دیدن آنها از جهان وجود دارد.

به عنوان یک مخاطب ، می توانید در دام اینگونه بیفتید: “چه کسی این باور را خواهد داشت؟” و سپس شما واقعاً موفق می شوید مخاطب را فریب دهید. هنگامی که با اوان راشل وود ، ریچارد جنکینز و دبرا وینگر کار می کردید ، آیا بچه ها در مورد این صحبت می کردند ، “خوب ، اینجا را بده. آن را پنهان کن “؟ این روش به قدری هوشمندانه است که بعضی چیزها احساس می کنند فقط یک سفیه باور می کند و چیزهای دیگری که به عنوان یک بیننده دوست دارید ، “من کاملاً توسط آنها بامبول شده ام.” چگونه به عنوان کارگردان این مسیریابی را هدایت کردید که چقدر می توانست به تماشاگران درباره آنچه می گذرد بدهد؟

جولای: تا حدی که در فیلمنامه تعبیه شده بود. به یاد دارم ریچارد خیلی سوال می کرد ، “آیا واقعاً من به آنچه می گویم اینجا ایمان دارم؟” ما در روزهای نسبتاً اولیه ترامپ بودیم ، و او گاهی می گفت ، “یا من مثل آقای ترامپ هستم؟ مانند آن مهم نیست مهم این است که من آن را می گویم ، و من کنترل می کنم. ” حقیقت تقریباً بی ربط بود. آنچه اهمیت بیشتری داشت کنترل ، الگو ، قدرت و عملکرد حقیقت بود.

با اوان ، ما قبل از شروع عکاسی برای تنظیم پهنای باند او سخت کار کردیم. در این فیلم هیچ شخصیتی وجود ندارد که یک روح کاملاً شکل گرفته باشد. اما کسی مانند Old Dolio می تواند راه های کمی برای برقراری ارتباط ، یا حتی تصور روح او و چگونگی بیان آن داشته باشد. بنابراین ما تلاش کردیم تا به نوعی او را تعطیل کنیم. وقتی او دولیوی پیر بود ، ایوان فقط بخشی از فضای ذهنی را که به عنوان یک شخص در اختیار دارد به خود اجازه داد و این به طبیعت دوم تبدیل شد. تماشای آن بسیار لذت بخش بود.

در ادامه با میراندا جولای و پاییز دی وایلد ادامه دهید کجیلونر

صفحات: 1 2

Author: admin

پاسخی بگذارید