تبدیل The Climb به یک ویژگی مورد نیاز بسیاری از جعبه های سیب است

مایکل کووینو نویسنده و بازیگر همكار (در كنار كایل ماروین) و كارگردان فیلم است صعود. کووینو و ماروین اولین ویژگی خود را از تک آهنگ کوتاه خود به همین نام اقتباس کردند. در این ویژگی Covino برنامه ریزی های شدیدی را انجام می دهد که به دو بخش از بخش های خاص روی حیله و تزویر اختصاص یافته است.

وقتی فیلم کوتاه ما “The Climb” در سال 2018 وارد Sundance شد ، ما بیش از هر چیز تعجب کردیم. وقتی تعداد فیلم های موجود در ما را به Sundance تحویل دادید ، بدون اینکه وارد شوید ، یاد می گیرید انتظار زیادی نداشته باشید. اما به دلایلی ، این کوتاه باعث شد.

از نظر تصور آن ساده بود: دو دوست با دوچرخه سواری از یک تپه عبور می کنند. یکی از آنها به دلیل از هم گسیختگی نامناسب است. دیگری نشان می دهد که او با دوست دختر سابق خوابیده است. تعقیب و گریز آغاز می شود. ما از کل صحنه به عنوان صحنه ای طولانی با کایل ماروین و نویسنده همکار / من و من که دوچرخه سوار بودیم فیلمبرداری کردیم.

من و کایل سعی داشتیم ویژگی ای بسازیم که بتوانیم در آن بنویسیم و در آن عمل کنیم. ما می دانستیم که این کوتاه فرصتی است که به سرمایه گذاران اعتماد به نفس کافی می دهد تا خطر ما را بپذیرند. ما قبل از این برخی از ویژگی ها را تولید کرده بودیم ، بنابراین ما درک کردیم که باید با چه کسی صحبت کنیم و چه چیزی را باید بگوییم. تبدیل یک فیلم کوتاه به یک ویژگی واضح ترین مسیر برای ساخت اولین فیلم شده است ، بنابراین ما با یک زمین برای نسخه داستانی این داستان به Sundance آمدیم.

داستان بلند با شلوارک

زمینه ما برای این ویژگی اساساً “ما می خواهیم 12 بار کوتاه انجام دهیم.” البته ، این یک شوخی بود … یا حداقل ساده سازی بیش از حد. ما یک ویژگی ارائه کردیم که داستان این دو دوست را در بیش از یک دهه روایت می کند. هر صحنه یک برداشت طولانی خواهد بود ، شبیه همان صحنه کوتاه.

ما همچنین داستان را به شکل بیضوی تری ساختار بندی کردیم ، امیدواریم با حذف صحنه هایی که به طور سنتی در این فیلم وجود دارد ، تجربه فعال تری را برای بیننده ایجاد کنیم. وقتی صحنه را برش نمی زنید یک بلافاصله ایجاد می شود ، شاید به این دلیل که می دانیم این اتفاق در زمان واقعی در مقابل ما رخ می دهد.

ایده ما این بود که برای مدت کوتاهی در کنار شخصیت ها زندگی کنیم ، سپس سال ها بعد به صحنه بعدی برویم و اجازه دهیم مخاطب متوجه شود چه اتفاقی در این بین افتاده است. این رویکرد ساختار کاملاً برای یک کمدی مناسب بود: کاملاً به زمان بستگی داشت و دوربین در داستان پردازی بسیار فعال بود.

The Climb Michael Covino Michael Angelo Covino Kyle Marvin جعبه های سیب

صعود پیش فرض تک فیلم کوتاه خود “The Climb” را می گیرد و داستان دوستی سنگین Kyle (L ، Kyle Marvin) و Mike (Michael Covino) را گسترش می دهد.

فیلمنامه مورد علاقه های شما

مطلب پیشنهادی  چگونه دیو چاپل الهام گرفته از خط وسلی اسنیپ در Dolemite نام من است

ما در Topic Studios شرکای شگفت انگیزی پیدا کردیم که فیلمی را که می خواستیم بسازیم درک کردند و برای تأمین مالی آن وارد کار شدند. از ابتدای مراحل نوشتن ، ما خود را به چالش کشیدیم که هر صحنه را بهتر از صحنه قبلی بسازیم. اگر هیچ صحنه ای مورد علاقه ما در فیلم نبود ، ما آن را دوباره می نویسیم. ما برای نوشتن هر صحنه معیارهایی ایجاد کردیم:

1. در ابتدا باید عدم اطمینان از شرایط وجود داشته باشد.

2. چیزی باید آشکار شود.

3- محیط باید بر نحوه پردازش شخصیت ها توسط اطلاعات تأثیر بگذارد.

4- شخصیت ها باید به روش های غیرمنتظره اما صادقانه پاسخ دهند.

زمان بندی همه چیز است

وقتی وارد مرحله پیش تولید شدیم ، می دانستیم که برنامه ریزی و تمرین همه چیز است. از آنجا که فرصتی برای تشدید مسائل یا افزودن فضا برای شوخی در ویرایش نخواهیم داشت ، باید ریتم گفتگو را در زمان واقعی پیدا کنیم.

بنابراین ما یک روز کامل را با تمرین کامل بازیگران و خدمه سپری کردیم. این زمان لازم را برای تنظیم رقص و کار با بازیگران و تنظیم ریتم و آهنگ هر قسمت از گفتگوها تا دقیق شدن به من داد. همچنین به من فرصتی دست داد تا با اپراتور دوربین و تیم تولید کار کنم ، زیرا خدمه ما باید کاملاً با مجریان و زمان بندی آنها هماهنگ باشند. با پایان روز تمرین ، ما شروع به غلتیدن می کنیم. شب ها تمرین ها را مرور می کردیم. زمان حساسی برای من بود که باید صحنه را ویرایش کنم و تصمیم بگیرم قبل از شروع فیلمبرداری از روز بعد چه چیزی را تنظیم کنم.

کار در تعطیلات

چند صحنه به ویژه از لحظه نوشتن آنها دلهره آور بود. یکی صحنه دریاچه یخ زده بود که در آن کایل مجبور شد برای مدت طولانی خود را در زیر یخ غرق کند. اتفاقاً او این کار را کرد … او یک شخص دیوانه است. او شروع به انجام این روش تنفسی ویم هوف کرد تا بتواند دمای بدن خود را در حالی که زیر آب است کنترل کند. من نمی دانم که آیا واقعا کار کرده است ، اما کایل زنده مانده و به نوعی همیشه لبخند بر لب داشت.

وقتی ما یک سکانس 25 صفحه ای شکرگذاری و کریسمس نوشتیم تا به عنوان یک شات مداوم فیلمبرداری شود ، من نمی دانستم که چگونه آن را دنبال کنیم. بنابراین ، ما آن را در پایان فیلمبرداری برنامه ریزی کردیم ، امیدواریم که روند فیلمبرداری از تمام صحنه های دیگر بتواند به ما در مورد رویکرد این صحنه کمک کند.

شکرگذاری در طبقه پایین و در یک صحنه صمیمی بین کایل و ماریسا (با بازی درخشان گیل رانکین) از طبقه پایین شروع شد ، سپس به طبقه بالا سفر کرد و در حالی که اعضای خانواده در اتاق های مختلف گفتگو می کردند به سراسر خانه منتقل می شدند.

مطلب پیشنهادی  چگونه Zack Oberzan فیلم Rambo را در خانه با قیمت 96 دلار ساخت

همچنین بخوانید: داخل صعود تور مطبوعاتی با مایکل کووینو و کایل ماروین

Zach Kuperstein فیلمبردار ما و تیمش یک طرح روشنایی دقیق را تهیه کرده اند. حصیرهای سبک در بیرون از هر پنجره اصلی طبقه روی لولاها متصل شده بودند که به خرپاهای استیل که از پنجره های طبقه دوم خانه بیرون زده بودند ، متصل شده بودند. تشک های سبک با سیستم طناب و قرقره تقلب می شدند تا بتوان آنها را بلند و پایین آورد. سیستم قرقره توسط تیم کنترل و برق ما اداره می شد ، که همه در مانیتور از Zach نشانه می گرفتند. تشک های سبک به سمت پایین چرخانده می شوند تا در صورت مواجه شدن دوربین از پنجره ، نور چهره بازیگران را پر کنند. وقتی دوربین به سمت پنجره می چرخید ، آنها به سرعت نور را از بالا و خارج از دید بیرون می کشیدند. این یک کشتی دزدان دریایی بود ، با افرادی که از طبقه به اتاق بالا می دویدند تا “بادبان” های حصیر سبک را بلند و رها کنند.

مایکل کووینو صعود

گیل رانکین ، کایل ماروین و مایکل کووینو در صعود

ما یک روز کامل را با تمرین بازیگران به تمرین نشانه های نور پرداختیم تا خطوط خاص به عنوان نشانه هایی برای بلند کردن یا افتادن چراغ ها باشد. اپراتور Steadicam ما ، Brendan Poutier ، ماشینی بود و راهی برای کنترل تنفس خود در آرام ترین لحظه های صحنه ، حتی پس از 10 دقیقه کار ، پیدا کرد. (فکر می کنم او از روش ویم هوف هم استفاده کرد.) برای پیچیدگی بیشتر اوضاع ، با خوردن بوقلمون توسط یک سگ پایان می یابد. خوشبختانه ، من سگ خودم را در صحنه انداختم ، بنابراین ما یک مختصر نوشتیم.

صحنه شکرگذاری با بیرون رفتن دوربین از درب ورودی و از مسیر عبور به پایان رسید ، جایی که ما باید راهی برای انتقال بی وقفه به طور همزمان به شب و زمستان پیدا کنیم. دوباره ، زاک و تیمش یک دکل کنترل حرکت ارائه دادند که به ما امکان می دهد تایم لپس را عکاسی کنیم در حالی که دوربین به آرامی از طریق اتومبیل های داخل مسیر حرکت می کند. ما این کار را در حالی که آفتاب در حال غروب بود انجام دادیم و بخش هنر ما با زیرکی ماشین ها را در مسیر راه قرار داد تا از برگهای افتاده پاییز به برف و یخ زمستان انتقال دهیم. باد همکاری نکرد ، بنابراین بخش هنری مجبور شد برگها را یکبار نوار کند. سرانجام ما یک انتقال بی وقفه داشتیم ، جایی که گذر زمان می تواند بلافاصله احساس شود. در پایان شات کنترل حرکت ، یک نقطه کوک پیدا کردیم تا ما را وارد شلیک بعدی کند که صحنه کریسمس بود.

صحنه کریسمس احتمالاً سخت ترین صحنه برای فیلمبرداری من بود. از نظر فنی ، موارد زیادی در مورد دوربین و مسدود کردن وجود داشت که به دقت احتیاج داشت ، اما صحنه از نظر عملکرد نیز بسیار طاقت فرسا بود: این کار با شروع شستن نصف بطری مشروب در ماشین شروع می شود و 10 دقیقه بعد ، با من رو به میز افتادم

ادامه مایکل کووینو در مورد اجرای بخش کریسمس در صعود.

صفحات: 1 2

Author: admin

پاسخی بگذارید