بینی خونین ، بیل جیب های خالی و ترنر راس در فیلم ترکیبی آنها

بینی خونین ، جیب های خالی، آخرین فیلم از خواهران و برادران موزیکال بیل و ترنر راس ، فرض ساده ای دارد: برخی از کرم ها با هم جمع می شوند تا بسته شدن The Roaring Twenties ، نوار غواصی در حومه وگاس را نشان دهند. این فیلم در بخش مستند در ساندنس به نمایش درآمده است ، اما بیش از آنکه مورد توجه واقع شود وجود دارد – این فیلم اثری اثبات شده است که به تکرار دیدن می پردازد. این با نقل قول از اعلامیه استقلال آغاز می شود: – “ما این حقایق را آشکار می دانیم” – که به عنوان یک توصیه برای بینندگان نیز عمل می کند.

فیلمساز Jonas Carpignano ، یک فیلمبردار برنده جایزه و دوست نزدیک خود را با برادران ، ثبت نام کرد تا بینی خونین ، جیب های خالی با آنها. او بعد از دیدن نسخه های زیادی از این پروژه ، از برش اولیه چهار ساعته (که بیل آن را حفظ کرده نسخه برتر است) گرفته تا نسخه نهایی 98 دقیقه ای که هرگز از The Roaring Twenties خارج نمی شود ، دارای یک امتیاز ویژه است. MMM

Jonas Carpignano: شما بچه ها فیلمسازان کاملاً غیرداستانی نیستید. بدیهی است که جامعه مستند طی چند سال گذشته شما را بسیار در آغوش گرفته است. و این یک چیز خارق العاده است ، اما گمراه کننده است که شما را به صورت مربعی در آن صندوق قرار دهید. و این که خط اعلامیه استقلال افتتاح شود ، حرف خوبی برای گفتگو با آن است ، زیرا حتی اگر تاکتیک های تخیلی بیشتری در اینجا بازی می شوند ، هدف نهایی رسیدن به یک حقیقت خاص است.

از کجا در روند ساختن این روش ، تاکتیک های مستند شروع می شود و تاکتیک های داستانی به پایان می رسد ، و برعکس؟

بیل راس چهارم: ما مثل یک فیلم داستانی به آن نزدیک شدیم. در اصل ، ما خودمان یک زمین بازی ساختیم که در آن فقط بتوانیم تیرانداز مستند شویم. بنابراین ما یک سناریو از رویکردهای داستانی ساختیم. اما پس از آنکه سوئیچ را درون نوار بچرخانید و همه چیز شروع به حرکت کرد ، ما اکثر اوقات تیرانداز بودیم.

ترنر راس: ما برای آن متفاوت از گذشته آماده نکردیم ، اگرچه همیشه یک تحول است و مطمئناً این آخرین تحول این ایده است. چه کسانی هستند که این فضا را پر می کنند؟ آن فضا چه چیزی می خواهد به نظر برسد؟ کجا امیدواریم که این داستان پیش برود؟ و سپس ما توانستیم آن محیط را بنا کنیم ، آن را با این کرکره ها پر کنیم و برای برخی از شباهت های یک کیمیاگری امیدوار باشیم. از آنجا که واقعاً – اگر آنچه را که ما می گوییم انجام می دهیم – انجام دهیم – آنچه ما بعد از آن هستیم نوعی حقیقت ذاتی بیشتر است ، جایی که این افراد خطوطی را از صفحه نمی خوانند ، یا به طرز چوبی از ایده های ما حمایت می کنند ، اما هستند در عوض سکونت در فضاهایی که ما ایجاد می کنیم تا آنها بتوانند آن را با بشریت منحصر به فرد خود پر کنند.

جوناس: شما آن را در فیلم احساس می کنید. شما برخی از این افراد را خیلی خوب می شناسید – شما فقط با پام در نوار ملاقات نکردید ، و فقط با لاول در نوار ملاقات نکردید. برای من ، یک عنصر لزوماً نوشتن وجود ندارد ، اما ساختن این تجربه توسط این افراد خاص که شما انتخاب می کنید چه خواهد بود. به طوری که کیمیاگری که شما توصیف می کنید از طریق بازیابی انتخابی آگاهانه از مردم صورت می گیرد. این دنیای واقعی نیست. شما بچه ها به دنبال درام نیستید. شما به دنبال جمع کردن افراد نیستید و آنها را درگیر درگیری می کنید. شما به دنبال گروه خاصی از افرادی هستید که می خواهند – همانطور که گفتید – این کیمیاگری و انرژی را ایجاد کنند. افرادی که انتخاب کردید: چرا؟

مطلب پیشنهادی  بله ، خدای کارین یک داستان عاشقانه دختر است که با واژن او روبرو می شود

بیل: ما احتمالاً می دانستیم که یک سوم از مردمی که وارد آن می شوند. افراد خاصی وجود دارند که در آنجا دوست دارند با آنها ملاقات کنیم ، شما نمی توانید بدون لول لندز فیلم نوار بسازید. شما نمی توانید یک فیلم نوار بدون پم بسازید. آن دو مرد همدیگر را می شناختند و ما می دانستیم که اگر آنها را در جایی قرار دهیم ، اتفاق می افتد.

ترنر: مطمئناً ، ما می خواستیم افرادی را از این تجربه به دست آوریم که می دانستیم می تواند به خوبی در این فضاها سکونت داشته باشد. اما درست است ، جوناس ، ما زمان زیادی را صرف کردیم تا به طور عامدانه در انتخاب افرادی که از اینجا می گذرد بگذریم ، به طوری که ما یک بخش متشکل از صداها ، چهره ها و تجربیات داشتیم. ما زمان زیادی را در بارون ها گذرانده ایم. ما تحقیقات کافی انجام داده ایم تا بدانیم چه چیزی باعث می شود اتاق مانند آن کار تا حدی و بخشی از آن به خارج از کشور برود و واقعاً به دنبال آن بگردیم. برای مایکل [Martin] شخصیت ، ما در دهه 90 میلادی مایکل جاتر را از هتل گراند در ذهن داشتیم که این شخصیت کم و بیش برای یک سن از دست رفته است. و بنابراین ما مجبور شدیم آن شخص را پیدا کنیم. اما بعد افراد دیگری مانند شما می گویند ، لاول و پم – این افراد وسایل بازی هستند و خیلی خوب می دانند که چرا در فضایی مانند آن زندگی می کنند. بنابراین بنابراین هنگامی که ما برخی از آن لباس زیر را داشتیم ، می توانستیم بگوییم ، “خوب ، برای پر کردن این فضا چه کسی نیاز داریم که در کنار این افراد باشیم؟ چه کسی است که ساعت 10 صبح وارد می شود؟ چه کسی است که ساعت 7 بعد از ظهر می رسد؟ آنها از چه تجربه ای صحبت می کنند؟ ” این یک تلاش بسیار عمدی بود.

بینی خونین جیب های خالی بیل و ترنر راس راس برادران Jonas Carpignano

این 3 P.M است ، به این معنی که زمان تماشای برخی از زمان ها است خطرناک که در بینی خونین ، جیب های خالی

جوناس: این فیلم شهادت یکی از بزرگترین چیزها در مورد شما بچه ها به عنوان مردم و به عنوان فیلمساز است ، این بدان معناست که در هر زمان افراد با شما هستند ، احساس راحتی می کنند و این مهم است. اگر به تازگی وارد یک نوار تصادفی در لاس وگاس شده اید ، شاید این واکنش ها را متوجه نشده اید. در عوض شما توانستید این ظرف را درست کنید ، این ظرف پتری ، که همه در آن مشاهده می شدند ، اما احساس نمی کردند که مشاهده می شوند. این یک چیز کم ارزش در فیلم سازی است. این فقط تکنیکی نیست که ما چه کاری انجام می دهیم یا میکجا را در آن قرار می دهیم ، بلکه این حس مشترک بودن است – پیوند مشترکی که افراد هنگام کار روی چیزی دارند – این پیوند مشترک است که شما افراد واقعاً در ایجاد آن خوب هستید.

بیل: ما می خواهیم محیط هایی را که می خواهید در آن حضور داشته باشید ، در قسمت جلویی و انتهای پشتی ایجاد کنیم. ما فضایی را ایجاد نمی کنیم که مردم مایل باشند در کنار ما باشند. ما زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد آن می کنیم.

مطلب پیشنهادی  اشتباهات فیلم ایندی؛ The Rock Speaks؛ بازگشایی استودیو UK

ترنر: نمی توانید ترقه ای با آرد درست کنید. آنچه ما می خواستیم خودمان را با این فیلم به چالش بکشیم ، این بود: آیا می توانیم محیط موقت مساعدی ایجاد کنیم که احساس کنیم در آن زندگی می کنیم؟ آیا می توانیم با گروهی از افراد که لزوماً قبل از آن چنین ارتباطی نداشته اند ، احساس جامعه برقرار کنیم؟ ما همیشه سعی می کنیم چالشی را ایجاد کنیم ، به طوری که یک عنصر ترس وجود دارد – این ما را بر روی انگشتان خود نگه می دارد. و سپس ، تجربه انجام آن یک عمل کشف است نه اعدام.

جوناس: شما بچه ها این فیلم را به عنوان یک بداهه 18 ساعته توصیف کرده اید. چگونه این 18 ساعت باز شد؟ وارد شدی و سبک می کنی ، میک هایی را کاشتی؟

ترنر: خوب ، در طی یک هفته به آرامی اتفاق افتاد. در هفته اول ، ما یک روز نوار داشتیم ، و دکوراسیون ، کاشت چیزها را تنظیم کردیم و با برخی تست های دوربین ، مطمئن شدیم که از نورپردازی عملی برخوردار هستیم. و در حالی که ما این کار را کردیم ، هر یک از اعضای بازیگران جداگانه را آوردیم و آنها را نشستیم و فضای راحت خود را در نوار پیدا کردیم. و ما با آنها نشستیم و کارهایی را انجام دادیم که هیچ وقت روی پرده فیلم نمی گذاریم ، این سؤال است و اساساً مصاحبه با آنها در مورد سناریوی فیلم و اتفاقاتی که در زندگی آنها می گذرد. این به ما بینش می دهد که چه چیزی را جستجو کنیم و چه چیزی ممکن است در گفتگو پیش بیاید. این امر باعث می شود شخصیت ها در فضا با ما راحت شوند.

بینی خونین جیب های خالی بیل و ترنر راس راس برادران Jonas Carpignano

ترنر راس

بیل: نوار را آماده کردیم. ما حداقل روشنایی را انجام دادیم. این یک نوار بسیار تاریک است ما 14 بار میکروفون داشتیم.

جوناس: چهارده!

بیل: بنابراین این یک چالش بزرگ در پست بود. ما در کمد آبجو یک میکسر صدا داشتیم و کار او کابوس بود.

جوناس: آیا تمام مدت موسیقی پخش نمی شد؟

بیل: آره ، بله ، این یک فاجعه کامل برای او و ما برای پست بود. هنگامی که آن را برش می دادم ، تمام 18 ساعت هرکدام از 14 آهنگ را گوش می کردم ، فقط برای اینکه بفهمم چه اتفاقی افتاده است. چیزهای زیادی وجود داشت که حتی وقتی در آنجا بودیم متوجه نشدیم که ادامه یابد.

ترنر: بنابراین ما این فضا را تنظیم کردیم و به سمت آن لحظه 18 ساعته بنا کردیم زیرا می دانستیم چه موقع آن را شروع کردیم ، نمی خواهیم جلوی آن را بگیریم. ما می خواستیم مجموعه ای بسته ایجاد کنیم که در آن همه راحت باشند و می دانستند که طلسم شکسته نمی شود. … من و بیل فقط می توانستیم به شلیک آنچه که اتفاق می افتد بر اساس محرک هایی که مردم دریافت می کردند ادامه دهیم: ورودی ها و خروج ها ، موسیقی ، تلویزیون. این یک مجموعه دو دوربین بود که در آن کل صحنه زنده بود ، بنابراین می توانید به هر مکانی در آن فضا بروید. من یک لیست شلیک داشتم: ایده ای از آنچه باید در هر لحظه از روز ، هر فصل از روز ، از نوشیدن های صبح تا بعد از ظهر و عصر به تصرف در بیاید. دوربین بیل دوربین رنگی بود. بنابراین او در آنجا بود تا هر آنچه را که واقعاً اتفاق می افتد پیدا کند. اغلب بین این دو دوربین تلاقی وجود داشت.

برای بحث بیشتر Jonas Carpignano با بیل و ترنر راس ادامه دهید بینی خونین ، جیب های خالی

صفحات: 1 2

Author: admin

پاسخی بگذارید